گاهی برای فهم یک موضوع بزرگ، کافی است آن را با زندگی روزمره خودمان مقایسه کنیم.
چرا آینده صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بیش از هر زمان دیگری به مدیران شایسته وابسته است؟
در بسیاری از سازمانها، وقتی یک مدیر ارشد بازنشسته میشود، استعفا میدهد یا به هر دلیل از جایگاه خود کنار میرود، تازه یک سؤال مهم مطرح میشود: «جانشین او چه کسی است؟» پاسخ به این سؤال، در واقع یکی از مهمترین آزمونهای بلوغ سازمانی است. سازمانی که برای جانشینی مدیران خود برنامهای ندارد، ناچار میشود در شرایط اضطراری به دنبال مدیر بگردد؛ اما سازمانی که آیندهنگر است، رهبران آینده خود را سالها پیش از رسیدن آنها به صندلی مدیریت شناسایی و تربیت کرده است.
این روزها اخباری مبنی بر تصمیم برای بازنشستگی پیش از موعد بخشی از نیروهای تحت پوشش صندوق بازنشستگی صنعت نفت، در برخی هلدینگ های پتروشیمی شنیده می شود.
توسعه صنعتی را معمولاً با عدد و رقم میسنجیم؛ میزان سرمایهگذاری، ظرفیت تولید، تعداد واحدهای صنعتی، صادرات، درآمد ارزی و پروژههایی که یکی پس از دیگری به بهرهبرداری میرسند. اما در پشت همه این اعداد، یک عامل تعیینکننده وجود دارد که کمتر دیده میشود: انسان یا همان نیروی کار.
صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، بهویژه در مناطق میزبان، موتور محرک اقتصاد کشور و یکی از مهمترین ارکان توسعه ملی به شمار میآیند. طبیعی است که مردم این مناطق انتظار داشته باشند از فرصتهای شغلی ایجادشده نیز سهمی عادلانه داشته باشند. این انتظار، نه تنها منطقی و قابل احترام است، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی شرکتها و از الزامات توسعه متوازن محسوب میشود.
صنعت نفت، موتور محرک اقتصاد ایران و یکی از ارکان اصلی امنیت اقتصادی کشور است. استمرار تولید در این صنعت، مرهون تلاش هزاران نیروی متخصص، مهندس، تکنسین و کارگری است که در مناطق عملیاتی جنوب کشور، در شرایطی متفاوت از سایر مشاغل، مسئولیت حفظ تولید و پایداری تأسیسات راهبردی را بر عهده دارند. از اینرو، هرگونه تصمیم درباره نظام پرداخت این کارکنان، تنها یک موضوع اداری یا مالی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، مدیریتی و حتی امنیتی دارد.
در شرایط حساس جنگ اقتصادی و تحریمهای گسترده، مدیریت بحران تنها در میدان تولید نیست؛ بلکه در میدان رسانه نیز با چالشی جدی به نام «جنگ روانی» روبرو است. امروزه فیکنیوزها و اخبار جعلی، به سلاحی برای تخریب ساختارهای مدیریتی و ایجاد اختلال در زنجیرههای تولید تبدیل شدهاند.
در دنیای پیچیده صنایع پتروشیمی، دستیابی به تعادل میان استانداردهای سختگیرانه محیطزیستی و بهرهوری اقتصادی، نیازمند مدیریتی است که هم تخصص آکادمیک و هم تجربه میدانی را در تراز اول داشته باشد. دکتر علی قنواتی، با تکیه بر دو دکترای تخصصی در حوزهی محیطزیست و مدیریت کسبوکار (DBA)، طی دو دهه فعالیت، مسیر تبدیل شدن به یکی از مدیران جریانساز و اثرگذار در صنعت پتروشیمی ایران را پیموده است. وی امروز با رویکردی انسانمحور و تخصصی، در مسیر ارتقای بهرهوری و توسعه محصول در پتروشیمی آپادانا خلیج فارس گام برمیدارد.