چرا آینده صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بیش از هر زمان دیگری به مدیران شایسته وابسته است؟
در بسیاری از سازمانها، وقتی یک مدیر ارشد بازنشسته میشود، استعفا میدهد یا به هر دلیل از جایگاه خود کنار میرود، تازه یک سؤال مهم مطرح میشود: «جانشین او چه کسی است؟» پاسخ به این سؤال، در واقع یکی از مهمترین آزمونهای بلوغ سازمانی است. سازمانی که برای جانشینی مدیران خود برنامهای ندارد، ناچار میشود در شرایط اضطراری به دنبال مدیر بگردد؛ اما سازمانی که آیندهنگر است، رهبران آینده خود را سالها پیش از رسیدن آنها به صندلی مدیریت شناسایی و تربیت کرده است.
گاهی یک واژه علمی آنقدر در خبرها تکرار میشود که بهتدریج شکل یک تهدید مرموز به خود میگیرد؛ «النینو» یکی از همین واژههاست. این روزها اگر نام النینو را در کنار خوزستان بشنویم، ممکن است تصور کنیم قرار است یک سامانه جوی بزرگ از روی اقیانوس آرام حرکت کند و مستقیماً به جنوب ایران برسد. اما واقعیت علمی چیز دیگری است.
مدیر ارشد مجتمع پتروشیمی پارس در نخستین گردهمایی مدیران ارشد مجتمع و مدیران HSE شرکت های پتروشیمی منطقه با تبیین چهار واژهی کلیدی «همدلی، همکاری، ایمنی و آینده» به عنوان ارکان استراتژی پتروشیمی پارس، بر ضرورت پایان دادن به عملکرد جزیرهای در صنعت تأکید کرد.
گرمایش زمین دیگر یک هشدار دوردست درباره آینده نیست؛ واقعیتی است که نشانههای آن را میتوان در افزایش دما، تداوم خشکسالیها، کاهش منابع آب، تشدید موجهای گرما، آتشسوزیهای طبیعی، فشار بر کشاورزی و تغییر شرایط زیستبومهای ایران مشاهده کرد.
محیط زیست، چشمانداز آینده و فرصتهای سرمایهگذاری در استانی که میتواند موتور رشد جنوب ایران باشد.
تا چند سال پیش، وقتی درباره موفقیت یک شرکت یا حتی یک کشور صحبت میکردیم، معمولاً چند شاخص بیشتر به چشم نمیآمد: میزان تولید، سودآوری، رشد اقتصادی، صادرات، اشتغال و سرمایهگذاری. اما جهان اقتصاد آرامآرام به این نتیجه رسیده است که یک شرکت ممکن است امروز سودآور باشد، اما اگر محیطزیست را تخریب کند، کارکنان و جامعه را نادیده بگیرد یا از حکمرانی شفاف و پاسخگو برخوردار نباشد، نمیتواند برای مدت طولانی موفق بماند (Brundtland Commission, 1987).
توسعه صنعتی را معمولاً با عدد و رقم میسنجیم؛ میزان سرمایهگذاری، ظرفیت تولید، تعداد واحدهای صنعتی، صادرات، درآمد ارزی و پروژههایی که یکی پس از دیگری به بهرهبرداری میرسند. اما در پشت همه این اعداد، یک عامل تعیینکننده وجود دارد که کمتر دیده میشود: انسان یا همان نیروی کار.
صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، بهویژه در مناطق میزبان، موتور محرک اقتصاد کشور و یکی از مهمترین ارکان توسعه ملی به شمار میآیند. طبیعی است که مردم این مناطق انتظار داشته باشند از فرصتهای شغلی ایجادشده نیز سهمی عادلانه داشته باشند. این انتظار، نه تنها منطقی و قابل احترام است، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی شرکتها و از الزامات توسعه متوازن محسوب میشود.