محیط‌زیست، جامعه و حکمرانی؛ ایران کجای این نقشه جهانی ایستاده است؟

تا چند سال پیش، وقتی درباره موفقیت یک شرکت یا حتی یک کشور صحبت می‌کردیم، معمولاً چند شاخص بیشتر به چشم نمی‌آمد: میزان تولید، سودآوری، رشد اقتصادی، صادرات، اشتغال و سرمایه‌گذاری. اما جهان اقتصاد آرام‌آرام به این نتیجه رسیده است که یک شرکت ممکن است امروز سودآور باشد، اما اگر محیط‌زیست را تخریب کند، کارکنان و جامعه را نادیده بگیرد یا از حکمرانی شفاف و پاسخ‌گو برخوردار نباشد، نمی‌تواند برای مدت طولانی موفق بماند (Brundtland Commission, 1987).

اینجاست که سه حرف انگلیسی ESG وارد میدان می‌شود؛ مخفف Environmental، Social و Governance؛ یعنی محیط‌زیست، جامعه و حکمرانی.

ESG در ظاهر یک اصطلاح مدیریتی است، اما در واقع نگاه جدیدی به مفهوم توسعه و کسب‌وکار ارائه می‌کند؛ نگاهی که می‌پرسد یک سازمان فقط «چقدر پول درمی‌آورد» یا اینکه «چگونه پول درمی‌آورد و چه هزینه‌ای برای جامعه و محیط‌زیست ایجاد می‌کند؟» (Elkington, 1997).

ESG از کجا آمد؟

ریشه‌های ESG بسیار قدیمی‌تر از خود این واژه است. مفهوم توسعه پایدار در سال ۱۹۸۷ با انتشار گزارش معروف «آینده مشترک ما» یا گزارش برانتلند، به یکی از موضوعات مهم سیاست‌گذاری جهانی تبدیل شد (Brundtland Commission, 1987). سپس در دهه ۱۹۹۰، مفهوم «خط سه‌گانه» یا Triple Bottom Line مطرح شد؛ مفهومی که عملکرد بنگاه را فقط با سود مالی نمی‌سنجید و در کنار آن، آثار اجتماعی و زیست‌محیطی را نیز مورد توجه قرار می‌داد (Elkington, 1997).

اما خود عبارت ESG در سال ۲۰۰۴ و در گزارشی با عنوان Who Cares Wins که با حمایت «پیمان جهانی سازمان ملل متحد» تهیه شد، به‌صورت رسمی وارد ادبیات اقتصادی و مالی شد. این گزارش تأکید داشت که توجه سرمایه‌گذاران و مدیران به عوامل محیط‌زیستی، اجتماعی و حکمرانی می‌تواند به ایجاد بازارهای مالی پایدارتر و عملکرد بهتر شرکت‌ها کمک کند (UN Global Compact, 2004).

دو سال بعد، در سال ۲۰۰۶، اصول سرمایه‌گذاری مسئولانه سازمان ملل متحد (UN PRI) موضوع ESG را بیش از پیش وارد تصمیم‌های سرمایه‌گذاری کرد (PRI, 2006). از آن زمان، ESG دیگر فقط یک مفهوم اخلاقی یا زیست‌محیطی نبود؛ بلکه به تدریج به یکی از معیارهای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تبدیل شد.

به بیان ساده، دنیا از این سؤال که «این شرکت چقدر سود می‌کند؟» به سمت سؤال پیچیده‌تری حرکت کرد: «آیا این سودآوری پایدار، مسئولانه و قابل تداوم است؟»

سه ضلع ESG چه می‌گویند؟

ضلع نخست، محیط‌زیست یا E است. این بخش موضوعاتی مانند انتشار گازهای گلخانه‌ای، مصرف انرژی و آب، آلودگی هوا و خاک، مدیریت پسماند، تنوع زیستی، استفاده از منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی را دربرمی‌گیرد (IPCC, 2023).

برای یک شرکت پتروشیمی، پالایشگاه یا کارخانه فولاد، ESG یعنی اینکه میزان تولید تنها معیار موفقیت نباشد. مقدار انتشار آلاینده‌ها، مصرف آب، میزان بازیافت، ایمنی فرآیندها، مدیریت پسماند و اثر فعالیت صنعتی بر محیط پیرامون نیز بخشی از عملکرد واقعی شرکت محسوب شود.

ضلع دوم، جامعه یا S است. اینجا پای انسان به میان می‌آید؛ کارکنان، مشتریان، جامعه محلی، تأمین‌کنندگان و حتی نسل‌های آینده.

حقوق و دستمزد عادلانه، ایمنی و سلامت کارکنان، آموزش، تنوع و برابری فرصت‌ها، رعایت حقوق نیروی کار، رابطه شرکت با جامعه محلی و مسئولیت اجتماعی، بخشی از این ضلع هستند (ILO, 2022).

بنابراین اگر یک کارخانه میلیاردها دلار فروش داشته باشد اما کارکنان آن از تبعیض، ناامنی شغلی یا شرایط نامناسب کار رنج ببرند، نمی‌توان گفت عملکرد آن از منظر ESG مطلوب است.

ضلع سوم، حکمرانی یا G است؛ شاید کمتر دیده شود، اما در بسیاری از موارد مهم‌ترین ضلع ESG است. ساختار هیأت‌مدیره، شفافیت مالی، مبارزه با فساد، مدیریت تعارض منافع، رعایت حقوق سهامداران، استقلال ارکان نظارتی، پاسخ‌گویی مدیران، نظام کنترل داخلی و نحوه تصمیم‌گیری سازمان در این بخش قرار می‌گیرند (World Bank, 2023).

به همین دلیل است که ESG را نمی‌توان صرفاً «محیط‌زیست» یا «مسئولیت اجتماعی» دانست. ESG درباره کیفیت اداره یک سازمان و میزان مسئولیت‌پذیری آن در برابر ذی‌نفعان است.

چرا ESG برای جهان مهم شده است؟

دلیل ساده است: ریسک‌های اقتصادی تغییر کرده‌اند.

تغییرات اقلیمی، بحران آب، آلودگی، نابرابری اجتماعی، فساد، ضعف نظام‌های نظارتی و بحران اعتماد عمومی می‌توانند مستقیماً به عملکرد اقتصادی شرکت‌ها و کشورها آسیب بزنند (IPCC, 2023; World Bank, 2023).

سرمایه‌گذار بزرگ امروز فقط به صورت‌های مالی نگاه نمی‌کند. او می‌خواهد بداند یک شرکت در برابر تغییرات اقلیمی چه برنامه‌ای دارد، چه میزان وابستگی به منابع پرریسک دارد، چگونه نیروی انسانی خود را مدیریت می‌کند و آیا ساختار حکمرانی آن می‌تواند از فساد و تصمیم‌های پرریسک جلوگیری کند.

در چنین شرایطی ESG از یک موضوع «لوکس» به یک موضوع اقتصادی تبدیل شده است.

حتی بانک‌ها و مؤسسات مالی نیز به‌تدریج در ارزیابی ریسک مشتریان خود، مسائل مرتبط با پایداری و حکمرانی را جدی‌تر می‌کنند.

جهان در ESG کجاست؟

البته باید یک نکته مهم را روشن کرد: یک رتبه‌بندی واحد و رسمی جهانی برای ESG کشورها وجود ندارد. ESG اساساً چارچوبی برای ارزیابی شرکت‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و سازمان‌هاست و مؤسسات مختلف روش‌های متفاوتی برای سنجش آن دارند.

با این حال، برای بررسی وضعیت کشورها می‌توان از شاخص‌های معتبر مربوط به سه ضلع ESG استفاده کرد.

در حوزه محیط‌زیست، شاخص عملکرد زیست‌محیطی دانشگاه ییل (EPI) یکی از منابع شناخته‌شده است. در آخرین نسخه منتشرشده، یعنی EPI 2024، استونی در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن لوکزامبورگ و آلمان قرار گرفته‌اند (Yale Center for Environmental Law & Policy, 2024).

ایران در همین شاخص در میان ۱۸۰ کشور، رتبه ۱۱۳ با امتیاز ۴۱/۸ از ۱۰۰ را به دست آورده است (Yale Center for Environmental Law & Policy, 2024).

در حوزه حکمرانی نیز بانک جهانی شاخص‌های حکمرانی جهانی یا WGI را برای بیش از ۲۰۰ اقتصاد منتشر می‌کند (World Bank, 2023).

یکی از شاخص‌های مهم دیگر، شاخص ادراک فساد سازمان Transparency International است. در نسخه ۲۰۲۵، ایران با امتیاز ۲۳ از ۱۰۰ در رتبه ۱۵۳ از میان ۱۸۲ کشور قرار گرفته است (Transparency International, 2025).

و ایران؛ مسئله فقط رتبه نیست

ایران از نظر ظرفیت‌های طبیعی، انسانی و صنعتی، کشوری کم‌ظرفیت نیست.

اما پرسش اصلی این است که آیا این ظرفیت‌ها با اصول ESG به ارزش پایدار تبدیل می‌شوند؟

در حوزه محیط‌زیست، ایران با چالش‌هایی مانند آلودگی هوا، بحران آب و فرسایش خاک مواجه است (IPCC, 2023).

در حوزه اجتماعی، کیفیت اشتغال، عدالت در پرداخت، امنیت شغلی و ایمنی کار اهمیت دارد (ILO, 2022).

و در ضلع حکمرانی، موضوعاتی مانند شفافیت، تعارض منافع و مبارزه با فساد مطرح است (World Bank, 2023).

بنابراین فاصله ایران با جهان در ESG را نمی‌توان فقط با ساخت یک واحد تصفیه یا انتشار یک گزارش مسئولیت اجتماعی کاهش داد.

ESG یک پروژه نیست؛ یک نظام مدیریتی است.

صنعت ایران و یک فرصت بزرگ

صنایع نفت، گاز و پتروشیمی می‌توانند یکی از مهم‌ترین عرصه‌های پیاده‌سازی ESG باشند.

این صنایع همزمان با هر سه ضلع ESG درگیرند: محیط‌زیست، جامعه و حکمرانی.

اگر ESG در این صنایع به‌درستی اجرا شود، می‌تواند به کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری و مدیریت ریسک منجر شود.

فاصله ایران با جهان دقیقاً کجاست؟

فاصله اصلی ایران با کشورهای پیشرو فقط در «داشتن قانون» نیست؛ در اجرای مستمر، شفاف و قابل اندازه‌گیری آن است.

کشورهای پیشرو سال‌هاست عملکرد ESG را به داده تبدیل کرده‌اند.

برای ایران نیز نخستین گام، توسعه گزارش‌دهی شفاف و قابل اتکا در حوزه ESG است.

جهان به سمت اقتصادی حرکت می‌کند که در آن «سود» مهم است، اما تنها معیار نیست.

ESG آمده است تا نشان دهد توسعه واقعی، توسعه‌ای است که همزمان به محیط‌زیست، جامعه و حکمرانی توجه کند.

علی قنواتی اصل – از مدیران صنعت پتروشیمی، دکترای محیط زیست، دانش آموخته مدیریت کسب و‌کار و پژوهشگر حوزه صنعت نفت

منابع :

Brundtland Commission. (1987). Our common future. Oxford University Press.

Elkington, J. (1997). Cannibals with forks: The triple bottom line of 21st century business. Capstone.

International Labour Organization. (2022). World employment and social outlook. ILO.

Intergovernmental Panel on Climate Change. (2023). AR6 synthesis report: Climate change 2023. IPCC.

PRI. (2006). Principles for responsible investment. https://www.unpri.org

Transparency International. (2025). Corruption perceptions index 2025. https://www.transparency.org

UN Global Compact. (2004). Who cares wins: Connecting financial markets to a changing world. United Nations.

World Bank. (2023). Worldwide governance indicators. https://www.worldbank.org

Yale Center for Environmental Law & Policy. (2024). Environmental performance index 2024. https://epi.yale.edu