چرا حفاظت از محیط زیست ایران در قرن بیستویکم هنوز از «بحران» به «حکمرانی» نرسیده است؟
چگونه کشوری با دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، با کمبود گاز، خاموشی برق و محدودیت تولید صنعتی مواجه شد؟
گاهی یک واژه علمی آنقدر در خبرها تکرار میشود که بهتدریج شکل یک تهدید مرموز به خود میگیرد؛ «النینو» یکی از همین واژههاست. این روزها اگر نام النینو را در کنار خوزستان بشنویم، ممکن است تصور کنیم قرار است یک سامانه جوی بزرگ از روی اقیانوس آرام حرکت کند و مستقیماً به جنوب ایران برسد. اما واقعیت علمی چیز دیگری است.
گرمایش زمین دیگر یک هشدار دوردست درباره آینده نیست؛ واقعیتی است که نشانههای آن را میتوان در افزایش دما، تداوم خشکسالیها، کاهش منابع آب، تشدید موجهای گرما، آتشسوزیهای طبیعی، فشار بر کشاورزی و تغییر شرایط زیستبومهای ایران مشاهده کرد.
سالهاست که واژههایی مانند «توسعه پایدار»، «صنعت سبز»، «اقتصاد سبز» و «تولید پاک» از ادبیات تخصصی محیط زیست و صنعت وارد سخنرانیها، گزارشهای مدیریتی و اسناد توسعه شدهاند؛ اما میان آنچه روی کاغذ نوشتهایم و آنچه در میدان صنعت اتفاق افتاده، هنوز فاصلهای جدی وجود دارد.
محیط زیست، چشمانداز آینده و فرصتهای سرمایهگذاری در استانی که میتواند موتور رشد جنوب ایران باشد.
تا چند سال پیش، وقتی درباره موفقیت یک شرکت یا حتی یک کشور صحبت میکردیم، معمولاً چند شاخص بیشتر به چشم نمیآمد: میزان تولید، سودآوری، رشد اقتصادی، صادرات، اشتغال و سرمایهگذاری. اما جهان اقتصاد آرامآرام به این نتیجه رسیده است که یک شرکت ممکن است امروز سودآور باشد، اما اگر محیطزیست را تخریب کند، کارکنان و جامعه را نادیده بگیرد یا از حکمرانی شفاف و پاسخگو برخوردار نباشد، نمیتواند برای مدت طولانی موفق بماند (Brundtland Commission, 1987).