جنگ و محیط زیست ایران؛ آزمونی برای تابآوری سرزمینی
آسیبهای محیطزیستی جنگ لزوماً در همان روزهای نخست قابل مشاهده نیستند. گاهی دود یک آتشسوزی، یک آلودگی نفتی یا تخریب یک تأسیسات صنعتی در چند ساعت دیده میشود، اما آثار آن میتواند برای ماهها یا حتی سالها در خاک، آبهای سطحی و زیرزمینی و زیستبومهای طبیعی باقی بماند. درگیریهای نظامی اخیر در منطقه بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرده است که کشورهایی مانند ایران، با توجه به گستردگی جغرافیایی، تنوع اقلیمی، تمرکز بخشی از صنایع انرژی در مناطق حساس ساحلی و دور از ساحل و فشارهای پیشین بر منابع آب و خاک، نیازمند نگاه جدیتری به «تابآوری محیط زیست در شرایط بحران» هستند.
برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد(UNEP)، نیز در ارزیابی خود از پیامدهای زیستمحیطی درگیریهای اخیر منطقه هشدار داده است که آتشسوزیهای نفتی میتوانند آلایندههای خطرناک را وارد هوا کنند و در ادامه از طریق خاک و آب به زنجیره غذایی راه یابند. این نهاد همچنین نسبت به آثار احتمالی فلزات سنگین و مواد شیمیایی ناشی از مهمات و تخریب زیرساختها هشدار داده است.
ایران؛ سرزمینی که پیش از بحران نیز تحت فشار بود
اهمیت موضوع برای ایران زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم محیط زیست کشور پیش از وقوع بحرانهای نظامی نیز با مجموعهای از چالشهای انباشته روبهرو بوده است. کاهش منابع آب، افت سطح آبهای زیرزمینی، خشکسالیهای متوالی، فرسایش خاک، آلودگی هوا، گردوغبار، تخریب زیستگاهها و فشار بر تنوع زیستی، بخشی از مسائل بلندمدت کشور هستند. در چنین شرایطی، جنگ میتواند مانند یک «شوک مضاعف» عمل کند؛ یعنی به محیط زیستی فشار وارد کند که پیش از آن نیز ظرفیت تحمل آن کاهش یافته است. این نکته اهمیت زیادی دارد. محیط زیست یک سیستم مستقل از سایر بخشهای کشور نیست. اگر یک تأسیسات آب، نیروگاه، پالایشگاه، مجتمع صنعتی، انبار مواد شیمیایی، تصفیهخانه یا شبکه انتقال آسیب ببیند، پیامد آن ممکن است از محدوده همان تأسیسات فراتر رود. به همین دلیل، امروز بحث اصلی فقط میزان خسارت مستقیم نیست؛ بلکه باید پرسید: ایران تا چه اندازه برای مدیریت پیامدهای غیرمستقیم چنین حوادثی آمادگی دارد؟
آب؛ حساسترین حلقه زنجیره
یکی از مهمترین نگرانیهای زیستمحیطی پس از هر بحران، آب است. آسیب به شبکههای آب و فاضلاب، تصفیهخانهها، مخازن، خطوط انتقال و تأسیسات صنعتی میتواند خطر آلودگی منابع آب را افزایش دهد. در مناطق خشک و کمآب، اهمیت این موضوع چند برابر است. UNEP تأکید کرده است که درگیریهای نظامی میتوانند با آسیب به زیرساختهای آب و فاضلاب، فشار موجود بر منابع آبی را تشدید کنند. برای ایران، این مسئله باید با حساسیت بیشتری دنبال شود. زیرا بسیاری از مناطق کشور با کمبود آب روبهرو هستند و امکان جایگزینی سریع یک منبع آلوده یا ازکارافتاده با منبع دیگر همیشه وجود ندارد. از این منظر، یکی از اقدامات ضروری پس از بحران، پایش مستمر کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی در مناطق پیرامون تأسیسات آسیبدیده است؛ نه فقط برای تشخیص آلودگی موجود، بلکه برای شناسایی آلودگیهایی که ممکن است با تأخیر وارد چرخه آب شوند.
صنعت نفت؛ اهمیت یک نقطه حساس
ایران یکی از کشورهای مهم جهان در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی است. بخش قابل توجهی از این زیرساختها نیز در مناطقی قرار گرفتهاند که از نظر محیط زیستی حساس هستند؛ از سواحل خلیج فارس گرفته تا مناطق نزدیک به شهرها، تالابها، خوریات و منابع آبی. مناطق ویژه صنعتی ماهشهر، عسلویه، پارسیان و چابهار نمونههای بسیار مهمی از این مناطق هستند. در صورت آسیب به مخازن، خطوط انتقال، واحدهای فرآیندی یا تجهیزات ذخیرهسازی، سه حوزه اصلی میتوانند در معرض خطر قرار گیرند: هوا، خاک و آب. آتشسوزی در تأسیسات نفتی علاوه بر تولید دود و ذرات معلق، میتواند ترکیبات مختلفی را وارد محیط کند. در صورت نشت مواد نفتی نیز، آلودگی خاک و آبهای سطحی و زیرزمینی یک نگرانی جدی خواهد بود. مطالعات منتشرشده درباره پیامدهای محیطزیستی جنگهای معاصر نشان میدهد که آسیب به پالایشگاهها، مخازن سوخت و تأسیسات نفت و گاز میتواند آثار فراتر از محدوده محل حادثه ایجاد کند. بنابراین، حفاظت از تأسیسات انرژی فقط یک موضوع اقتصادی یا صنعتی نیست؛ از منظر محیط زیست نیز اهمیت دارد.
خلیج فارس؛ اکوسیستمی که نباید فراموش شود
شاید یکی از حساسترین نقاط محیط زیستی ایران در شرایط بحران، سواحل جنوبی و خلیج فارس باشد. این پهنه دریایی با اکوسیستمهای مرجانی، آبزیان، زیستگاههای ساحلی و فعالیتهای شیلاتی، همزمان در معرض فشارهای صنعتی، آلودگیهای شهری و دریایی و تغییرات اقلیمی قرار دارد. در روزهای جنگ گزارشهایی درباره لکههای نفتی در خلیج فارس (در نزدیکی جزیره قشم و جزیره سیری) منتشر شد که اهمیت پایش مستمر آلودگیهای دریایی را بیش از گذشته نشان میدهد. چنین رخدادهایی میتواند برای زیستبومهای دریایی و سواحل پیامدهای جدی داشته باشد. البته در چنین شرایطی باید میان «گزارش یک حادثه» و «اثبات منشأ و میزان خسارت زیستمحیطی» تفاوت قائل شد. تشخیص علمی منشأ آلودگی، حجم آن و آثارش نیازمند نمونهبرداری، پایش ماهوارهای و بررسی میدانی است. همین موضوع نشان میدهد که ایجاد یک سامانه ملی پایش سریع آلودگیهای دریایی میتواند یکی از مهمترین درسهای این دوره باشد.
تنوع زیستی؛ خسارتی که دیر و با تاخیر دیده میشود
یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیدهشده جنگ، آسیب به حیات وحش و زیستگاههاست. ایران از نظر تنوع زیستی کشوری مهم است و زیستگاههایی از جنگلهای شمال تا کویر، تالابها، مناطق کوهستانی و سواحل جنوبی را در خود جای داده است. در زمان بحران، بسیاری از برنامههای حفاظتی ممکن است با کاهش بودجه، محدودیت دسترسی یا دشوار شدن عملیات میدانی مواجه شوند. در نتیجه، حتی اگر مستقیماً به یک زیستگاه آسیب وارد نشود، کاهش توان حفاظت میتواند آن را در معرض تهدیدهای دیگری مانند شکار غیرمجاز، قاچاق حیات وحش یا تخریب زیستگاه قرار دهد این در خالی است که در شرایط جنگی و بحران اقتصادی، پایش و حفاظت از برخی گونههای در معرض خطر ایران دشوارتر از شرایط عادی خواهد بود. این مسئله اهمیت یک موضوع را برجسته میکند: حفاظت از محیط زیست نباید فقط در شرایط عادی انجام شود. یک نظام محیط زیستی تابآور باید بتواند حتی در زمان بحران نیز حداقل ظرفیت حفاظت و پایش را حفظ کند.
پسماند جنگ؛ تهدیدی که از امروز به فردا منتقل میشود
تخریب ساختمانها و تأسیسات، علاوه بر خسارت فیزیکی، حجم قابل توجهی از پسماند ایجاد میکند. فلزات، بتن، شیشه، عایقها، تجهیزات الکتریکی، مواد شیمیایی، روغنها و ترکیبات مختلف ممکن است در میان آوار باقی بمانند. اگر این مواد بدون تفکیک و ارزیابی زیستمحیطی جابهجا یا دفن شوند، احتمال انتقال آلایندهها به خاک و آب وجود دارد. بنابراین، یکی از اقدامات مهم پس از بحران باید ایجاد پروتکل مشخص برای «مدیریت پسماندهای ناشی از تخریب» باشد؛ پروتکلی که میان پسماند معمولی، صنعتی، شیمیایی و خطرناک تفاوت قائل شود.
محیط زیست؛ مسئله ای که نباید در مرحله بازسازی فراموش شود
یکی از اشتباهات رایج پس از بحران این است که بازسازی صرفاً با معیار سرعت انجام شود. طبیعی است که بازگرداندن آب، برق، سوخت، تولید و خدمات عمومی اولویت داشته باشد؛ اما اگر بازسازی بدون ارزیابی زیستمحیطی انجام شود، ممکن است بخشی از هزینههای امروز به بحرانهای فردا تبدیل شود. به همین دلیل، بازسازی باید فرصتی برای ارتقای استانداردها نیز باشد. اگر یک تأسیسات صنعتی آسیب دیده است، بازسازی آن میتواند با تجهیزات ایمنتر، سیستمهای پایش بهتر، حوضچههای اضطراری، سامانههای تشخیص نشت، تجهیزات اطفای حریق پیشرفتهتر و روشهای سریعتر واکنش به آلودگی همراه شود. در واقع، «بازسازی سبز» میتواند یکی از دستاوردهای مثبت دوره پس از بحران باشد.
جنگ؛ فرصتی برای افزایش تابآوری
جنگ، حتی زمانی که خسارتهای محیط زیستی ایجاد میکند، میتواند یک درس مدیریتی مهم نیز به همراه داشته باشد: هیچ زیرساخت حیاتی را نباید آسیبناپذیر فرض کرد. ایران برای آینده به برنامهای نیاز دارد که در آن محیط زیست بخشی از مدیریت بحران باشد نه موضوعی که بعد از پایان بحران به آن پرداخته شود. ایجاد بانک اطلاعاتی از نقاط حساس محیط زیستی، پایش ماهوارهای، ذخیره تجهیزات مقابله با آلودگی، آموزش تیمهای واکنش سریع، ایجاد آزمایشگاههای سیار، تدوین نقشه ریسک زیستمحیطی صنایع و تعریف سناریوهای اضطراری برای نشت مواد نفتی و شیمیایی میتواند بخشی از این برنامه باشد. همچنین همکاری میان سازمان حفاظتمحیط زیست، وزارتنیرو، وزارتنفت، وزارتکشور، شهرداریها، دانشگاهها و بخش خصوصی میتواند ظرفیت کشور را برای مواجهه با بحرانهای آینده افزایش دهد.
جنگ، محیط زیست را فقط از طریق انفجار و آتشسوزی تهدید نمیکند. اختلال در خدمات، کاهش پایش، دشوار شدن حفاظت از زیستگاهها، توقف برخی پروژههای محیط زیستی و فشار اقتصادی نیز میتوانند آثار بلندمدت ایجاد کنند. ایران البته پیش از این نیز با چالشهای جدی زیستمحیطی مواجه بوده است. اما شرایط اخیر یک پیام روشن دارد: تابآوری محیط زیست باید به بخشی از تابآوری ملی تبدیل شود. در این نگاه، محیط زیست موضوعی سیاسی نیست؛ موضوعی مربوط به سلامت مردم، امنیت آب، پایداری صنایع، کشاورزی، اقتصاد و آینده سرزمین است. شاید مهمترین درس این دوره همین باشد؛ اینکه حفاظت از محیط زیست در شرایط عادی مهم است، اما در شرایط بحران، حیاتیتر میشود.
اکنون زمان آن است که پس از عبور از مرحله اضطراری، یک ارزیابی علمی و شفاف از وضعیت آب، خاک، هوا، سواحل، صنایع و زیستگاههای حساس انجام شود. چنین ارزیابیای نه با هدف سیاسی، بلکه برای شناخت واقعیت و کاهش ریسک آینده ضروری است. اگر قرار باشد از دل بحران، یک فرصت برای اصلاح و مقاومسازی ایجاد شود، محیط زیست باید یکی از نخستین حوزههایی باشد که در این فرآیند دیده میشود. زیرا خسارت به یک ساختمان را میتوان بازسازی کرد؛ اما بازگرداندن یک تالاب، سفره آب زیرزمینی، زیستگاه یا اکوسیستم دریایی به شرایط پیشین ممکن است سالها یا حتی دههها زمان ببرد.

نویسنده گزارش: دکتر علی قنواتی اصل
از مدیران صنعتپتروشیمی، دکترایمحیطزیست، دانشآموختهمدیریتکسب و کار و پژوهشگر حوزه صنعتنفت
منابع:
United Nations Environment Programme. (2026). UNEP statement on environmental damage arising from the conflict in the Middle East.
United Nations Environment Programme. (2006). State of the Environment Report: Iran.
United Nations Environment Programme. (2026). Assessment findings and data: Global Environment Outlook.
Nature Sustainability. (2026). The long environmental shadow of war.
Reuters. (2026). Two slicks appear in Persian Gulf as huge oil spill off Oman threatens disaster.
Associated Press. (2026). War and economic crisis complicate efforts to protect Iran’s rich but endangered wildlife.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0