سیاوش مردان سربلند صنعت نفت ایران در روزهای آتش/ زیر صدای آژیر نبض نفت می زند

وقتی جنگ آمد، سیاوش مردان نفت ایستادند تا " نبض انرژی "جنوب از نفس نیفتد.

جنگ که آمد، خیلی چیزها در جنوب معنای دیگری پیدا کرد؛ آسمان دیگر فقط آسمان نبود، صدای آژیرها سکوت شب را می‌شکست و تأسیسات نفتی، در کنار مردم و شهرها، بخشی از جغرافیای پرالتهاب روزهای جنگ شدند.

اما در میان همه این اضطراب‌ها، یک تصویر همچنان پابرجا ماند؛ مردانی که لباس کار پوشیدند، راهی تأسیسات شدند و تصمیم گرفتند چراغ صنعت نفت را روشن نگه دارند. جنگ برای آنها فقط یک خبر نبود؛ واقعیتی بود که باید در دل آن کار می‌کردند.

کارکنان شرکت‌های بهره‌بردار مناطق نفت‌خیز جنوب و شرکت بهره‌برداری نفت و گاز اروندان، در روزهای جنگ رمضان ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، بار دیگر نشان دادند که صنعت نفت ایران فقط با تجهیزات و سازه‌ها تعریف نمی‌شود؛ ستون اصلی آن، انسان‌هایی هستند که در سخت‌ترین لحظه‌ها مسئولیت را زمین نمی‌گذارند.

آنها می‌دانستند هر تأسیسات، هر چاه و هر خط تولید، بخشی از اقتصاد و زندگی مردم ایران است و توقف آن می‌تواند فراتر از یک خاموشی صنعتی، تبعاتی برای کشور داشته باشد.

شاید نسل امروز کمتر بداند که این صحنه را پیش از این هم دیده‌ایم؛ در هشت سال دفاع مقدس، وقتی جنگ به قلب صنعت نفت رسید، کارکنان این صنعت در کنار رزمندگان و مردم ایستادند و نگذاشتند حملات، اراده تولید و خدمت را از بین ببرد.

امروز، سال‌ها بعد، تاریخ دوباره همان تصویر را پیش چشم ما گذاشت؛ با نسلی دیگر از کارکنان نفت که در شرایطی متفاوت، اما با همان مسئولیت‌پذیری، پای کار ماندند.

تاریخ رشادت در جنوب، فقط در کتاب‌ها نوشته نمی‌شود؛ گاهی روی لباس کار مردانی نوشته می‌شود که صبح، با وجود همه نگرانی‌ها، وارد محل کارشان می‌شوند.

در چنین روزهایی، ارزش کار یک نیروی عملیاتی، تعمیرکار، بهره‌بردار، کارشناس فنی، حراست، راننده، نیروی پشتیبانی و همه کسانی که زنجیره تولید را سرپا نگه می‌دارند، بیشتر از همیشه دیده می‌شود.

پشت استمرار تولید، ساعت‌ها تلاش، اضطراب‌های ناگفته و تصمیم‌هایی قرار دارد که شاید هیچ‌گاه در قاب خبرها دیده نشوند. این همان بخش انسانی صنعت نفت است؛ بخشی که وقتی همه نگاه‌ها به آتش و دود و تأسیسات است، بی‌سروصدا مشغول حفظ نبض صنعت است.

امروز اگر از ایستادگی جنوب سخن می‌گوییم، نباید فقط از میدان‌های نفتی، خطوط انتقال و تأسیسات نام ببریم.

قهرمان اصلی این روایت، انسان است؛ کارکنانی که در روزهای سخت، میان ترس و مسئولیت، مسئولیت را انتخاب کردند.

آنها نشان دادند که صنعت نفت ایران، پیش از آنکه مجموعه‌ای از سازه‌ها و تجهیزات باشد، یک سرمایه انسانی بزرگ دارد؛ سرمایه‌ای که در روزهای بحران خودش را نشان می‌دهد.

جنگ می‌گذرد، صداها خاموش می‌شوند و تأسیسات دوباره به ریتم عادی خود بازمی‌گردند؛ اما آنچه باقی می‌ماند، خاطره ایستادگی انسان‌هایی است که اجازه ندادند فشار روزهای سخت، چراغ صنعت را خاموش کند.

جنوب ایران یک‌بار دیگر به ما یادآوری کرد که مقاومت فقط در سنگرها اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی مقاومت یعنی صبح زود لباس کار بپوشی، وارد تأسیسات شوی، کنار همکارانت بایستی و به کشورت بگویی: «تا وقتی ما هستیم، اینجا می‌ماند.»

نویسنده یادداشت؛ اعظم صمدزاده 

پترو برتر آمده تا متفاوت باشد