خارگ؛ نبض صادرات زیر آسمان جنگ
در جنگ رمضان ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵، جغرافیای کوچک خارگ بار دیگر به اندازه یک میدان بزرگ، وزن پیدا کرد؛ جایی که هر ساعت توقف میتوانست به معنای اختلال در یکی از حیاتیترین حلقههای زنجیره انرژی کشور باشد.
اما روایت خارگ در آن روزها، روایت توقف نبود؛ روایت تداوم بود. گزارشهای منتشرشده در همان مقطع از ادامه بدون وقفه صادرات نفت از پایانه خارگ حکایت داشتند و در دوم فروردین ۱۴۰۵ نیز بارگیری یک ابرنفتکش با محموله حدود دو میلیون بشکه در این پایانه گزارش شد.
خارگ برای صنعت نفت فقط یک جزیره در خلیج فارس نیست؛ حلقه نهایی زنجیرهای است که از چاههای نفت آغاز میشود و در اسکلههای صادراتی به بازارهای جهانی میرسد. همین جایگاه راهبردی باعث شد در روزهای جنگ، نگاهها به این نقطه دوخته شود؛ جایی که استمرار فعالیت آن، تنها یک مسئله عملیاتی نبود، بلکه بخشی از تابآوری اقتصادی کشور در شرایط بحران به شمار میرفت. پیش از این نیز مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، خارگ را «حلقه نهایی زنجیره تولید و صادرات نفت» توصیف کرده بود.
در سمت دیگر این زنجیره، تلمبهخانه گوره قرار داشت؛ نقطهای که نقش آن را میتوان به قلبی تشبیه کرد که جریان نفت را به سوی مقصد نهایی هدایت میکند. وقتی گوره باید جریان را حفظ کند و خارگ باید آن را به محموله صادراتی تبدیل کند، میان این دو نقطه، هزاران تصمیم، عملیات، پایش، تعمیرات، کنترل و هماهنگی قرار میگیرد؛ زنجیرهای که در شرایط عادی شاید کمتر دیده شود، اما در شرایط جنگی اهمیت واقعی خود را نشان میدهد.
آنچه خارگ را در آن روزها متمایز کرد، صرفاً روشن ماندن تجهیزات نبود؛ پایداری یک زنجیره انسانی و فنی بود. کارکنان واحدهای بهرهبرداری، پایانههای نفتی، تعمیرات، ایمنی، آتشنشانی، دریایی، مخابرات، کنترل و دیگر بخشهای عملیاتی باید همزمان با تهدیدهای امنیتی، مأموریت اصلی خود را نیز ادامه میدادند. در همان روزهای اسفند، مقامهای محلی و مسئولان صنعت نفت بر تداوم فعالیت شرکتهای مستقر و استمرار صادرات تأکید کردند.
۲۳ اسفند ۱۴۰۴، پس از حمله به جزیره، اهمیت این تابآوری بیش از پیش آشکار شد. طبق گزارشهای منتشرشده، با وجود حمله، صادرات نفت از پایانه خارگ ادامه داشت و فعالیت شرکتهای مستقر در جزیره بدون وقفه گزارش شد. این واقعیت، یک نکته مهم را روشن کرد: زیرساخت نفتی فقط مجموعهای از مخازن، خطوط لوله و اسکلهها نیست؛ سرمایه اصلی آن انسانهایی هستند که در حساسترین لحظه، مسئولیت خود را رها نمیکنند.
چند روز بعد، در ۲۹ اسفند، بار دیگر گزارش رسمی از تداوم بیوقفه صادرات نفت از خارگ منتشر شد و بر حضور شبانهروزی کارکنان صنعت نفت در حوزه صادرات تأکید شد. در دوم فروردین نیز خبر بارگیری یک ابرنفتکش در خارگ، تصویری روشن از ادامه عملیات در آغاز سال جدید ارائه کرد؛ کشتیای که بنا بر گزارش منتشرشده، حدود دو میلیون بشکه نفت خام بارگیری میکرد.
این استمرار را نمیتوان تنها به عملکرد خارگ نسبت داد. پشت هر محمولهای که از اسکلههای این جزیره خارج شد، یک زنجیره بههمپیوسته قرار داشت؛ از تولید در میادین و انتقال نفت، تا تلمبهخانه گوره، خطوط انتقال، مخازن، تأسیسات فرآیندی، پایانه، عملیات دریایی و در نهایت بارگیری نفتکش. اگر هر حلقه از این زنجیره از کار میافتاد، حلقه نهایی نیز نمیتوانست با همان ریتم ادامه دهد. بنابراین روایت خارگ، در واقع روایت همکاری یک شبکه بزرگ انسانی و عملیاتی در صنعت نفت است.
در چنین شرایطی، شیفتهای کاری دیگر صرفاً «شیفت» نبودند؛ هر شیفت بخشی از مسئولیت حفظ یک جریان حیاتی را بر دوش داشت. کارکنانی که در اتاقهای کنترل، کنار خطوط انتقال، در اسکلهها، واحدهای تعمیراتی، مراکز ایمنی و آتشنشانی و دیگر بخشهای عملیاتی حضور داشتند، باید میان ریسک، مسئولیت و استمرار تولید و صادرات تعادل برقرار میکردند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم گزارشهای میدانی، ادامه فعالیت پایانه را حتی در شرایط جنگی تأیید کردهاند.
از این منظر، میتوان خارگ را در آن مقطع نه فقط یک پایانه صادراتی، بلکه آزمونگاه تابآوری صنعت نفت دانست؛ آزمونی که در آن معیار موفقیت، صرفاً میزان تولید نبود، بلکه توان حفظ پیوستگی عملیات در شرایط پرریسک بود. گزارشهای منتشرشده در فروردین ۱۴۰۵ نیز بر ادامه فعالیتهای عملیاتی پایانه و وضعیت مطلوب صادرات نفت از خارگ تأکید داشتند.
اما پشت این اعداد و خبرها، انسانهایی ایستادهاند که معمولاً نامشان در تیترها دیده نمیشود. اپراتور، تعمیرکار، تکنسین، نیروی ایمنی، دریانورد، آتشنشان، کارشناس کنترل و همه کارکنانی که چراغ واحدها را روشن نگه داشتند. ارزش کار آنان دقیقاً در لحظهای آشکار میشود که شرایط عادی از بین میرود؛ زمانی که حفظ یک عملیات معمولی، دیگر معمولی نیست و هر تصمیم میتواند بر تداوم یک زنجیره ملی اثر بگذارد.
خارگ در جنگ رمضان ۱۴۰۴ و روزهای فروردین ۱۴۰۵ یک پیام روشن برای تاریخ صنعت نفت ایران ثبت کرد: جریان نفت میتواند از دل بحران عبور کند، به شرط آنکه زنجیرهای از انسانهای مسئول، متخصص و آماده، پشت آن ایستاده باشند.
گوره در این زنجیره، قلبی برای انتقال بود و خارگ نبضی برای صادرات؛ اما آنچه این قلب و نبض را زنده نگه داشت، فقط تجهیزات نبود. این کارکنان صنعت نفت بودند که شبانهروز در کنار تأسیسات ماندند تا شریان صادرات قطع نشود. از همین رو، روایت خارگ را باید فراتر از یک گزارش عملیاتی دید؛ این، روایت تابآوری سرمایه انسانی صنعت نفت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر انرژی ایران است.
نویسنده گزارش ؛ اعظم صمدزاده
پترو برتر | گزارش اختصاصی و تحلیلی
پترو برتر آمده تا متفاوت باشد





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0