نقش تولید سبز در چرخه صنعت

در قرن بیستم در نتیجه انقلاب فن آوری و تغییرات اقتصادی حرکت کشورها به سمت توسعه صنعتی شتاب گرفت. این شتاب با تغییرات و پی آمدهای منفی همراه بود. توسعه گسترده صنایع که نتیجه آن تقاضای روزافزون برای انرژی و مواد خام بود موجب اکتشاف زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی شد. این موضوع خود دلیلی برای تولید حجم بالایی از زباله و نفوذ آن به پیکره هوا، آب، خاک، موجودات زنده و درنتیجه برهم خوردن تعادل کره زمین شد.

قطع درختان نیز خود دلیل مضاعفی برای افزایش حجم دی اکسیدکربن و گازهای گلخانه ای گردید. از زمان انقلاب صنعتی پیشرفت-های جدیدی در جهت درک تاثیر آلودگی بر محیط زیست وجود داشته است که منجر به آگاهی بیشتری از مفهوم سازگاری با محیط زیست و همچنین تاکید بیشتر بر اجرای شیوه¬های پاکسازی صنایع که منبع عظیم آلودگی بودند، شده است. افزایش آگاهی عمومی و نگرانی درخصوص اثرات آلودگی باعث شد تا در دو دهه اخیر بسیاری از تولیدکنندگان دانش محور سعی کنند با استفاده از شیوه های جدید و اعمال و روش های سازگار با محیط زیست و اقتصادی تصویر عمومی را نسبت به خود بهبود بخشند و رویکرد صنعت سبز را مطرح و بدان متمایل شوند. هدف رویکرد صنعت سبز، طراحی محصولات و فرآیندهایی است که میزان استفاده و تولید مواد خطرناک در آنها حداقل باشد. صنعت سبز به دنبال راهی است تا با جلوگیری از آلودگی در مبدا و استفاده از منابع طبیعی کمتر، از اثر منفی مواد شیمیایی بر محیط زیست بکاهد.

 

اصول و شاخص هایی در حوزه صنعت سبز:

صنایع سبز: استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف انرژی، کاهش تولید آلاینده‌ها و بازیافت مواد در صنایع مختلف.

صنعت سبز دارای اصول و ضوابطی همچون سنتز مواد شیمیایی کمتر خطرناک و غیرسمی، جلوگیری از تولید زباله، طراحی مواد شیمیایی ایمن تر، اقتصاد یا بهره وری اتم، حلال ها و مواد کمکی بی خطرتر طراحی برای بهره وری انرژی، استفاده از مواد خام تجدیدپذیر، کاهش مشتقات، استفاده از کاتالیزورها، طراحی محصولات شیمیایی به گونه ای که در پایان عملکرد شکسته شده و به مواد بی ضرر تخریب شده و در محیط باقی نمانند. پیشگیری از آلودگی شیمی برای جلوگیری از سوانح به عبارت دیگر مواد و فرآیندهای شیمیایی بایستی به گونه ای انتخاب شوند که احتمال ایجاد آلودگی سوانحی نظیر، آزاد سازی گازهای سمی و حریق به کمترین سطح برسد. پیشگیری از تولید زباله نیز قابل دست¬یابی است اگر بیشتر مواد و حلال ها قابل بازیافت شوند.

 

زیست فن آوری رشته نسبتا جدید و بسرعت درحال توسعه ای است که از ادغام علوم مرسوم همچون شیمی، بیوشیمی، بیوفیزیک، میکروب شناسی، ژنتیک و مهندسی شیمی ایجاد شده است. زیست فن آوری دارای برنامه هایی کاربردی در زمینه های مختلف دارو و درمان، کشاورزی، صنعتی (مانند، روغن نباتی، پلاستیک تخریب پذیر) است. از یک دیدگاه بخش های این فن آوری با رنگ های گوناگون مشخص شده اند. اقتصاد سبز اقتصادی است که منجر به کاهش خطرات زیست محیطی و کمبودهای زیستی می شود و هدفش توسعه پایدار بدون خدشه به محیط زیست است. این نوع اقتصاد رابطه نزدیکی با اقتصاد زیست محیطی دارد اما تمرکزش بیشتر روی جنبه های مدیریتی است.

 

در اقتصاد سبز رشد اقتصادی و اشتغال توسط سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی با هدف کاهش آلودگی وگازهای گلخانه ای، افزایش منابع (انرژی، مواد و آب) بهره وری و جلوگیری از دست دادن سرمایه های طبیعی و خدمات زیست بوم هدایت می شود. این صنعت دارای مزایایی همچون: مزایای اقتصادی، نوآوری و رشد بیشتر و افزایش تکاپو، مزایای اجتماعی، اشتغال بیشتر، افزایش درآمد و توانمندسازی، مزایای زیست محیطی، استفاده از منابع کارآمدتر و آلودگی کمتر است.

چالش های آینده ما به دلیل نیازهای مستمر محیطی، اقتصادی و اجتماعی به منابع باعث شده تا خواستار فن آوری های کارآمدتر و بی خطرتری در فرآیندهای شیمیایی و محصولات صنعتی باشیم. فن آوری زیستی با به کارگیری ارگانیسم های زنده و سیستم های زیستی همسو با شیمی سبز با ابداع فرآیندها و واکنش های جدید چنین چالش هایی را برطرف می کند. روشهای جدید بایستی به گونه ای باشند که توانایی حداکثر نمودن محصولات زیست سازگار مورد نظر و حداقل نمودن مواد زائد را داشته باشند. چنین خلاقیت و نوآوری های بنیادی در علوم، تولید مواد صنعتی از موجودات زنده و غالبا میکروارگانیسم ها، تولید داروهای ایمن تر و تولید علف کش ها و آفت کش هایی سازگار با محیط زیست ما را به نسل جدیدی ازصنعت و سنتزهای شیمیایی رهنمون خواهد کرد.

گسترش آگاهی مصرف‌کنندگان نیز دلیل دیگری بر وجود و توسعه برندهای سبز است. امروزه جایگاه یابی در ذهن مشتریان، بدون توجه به مسئولیت های اجتماعی عملاً بی‌معنا است. برندهای سبز با اتخاذ راهبردهای اجتماعی، در مسیر توسعه پایدار قدم برمی‌دارند و به سودآوری چندجانبه دست می‌یابند.

 

آمار مختلف نیز حاکی از آن است که بالغ بر 70 درصد از مصرف‌کنندگان مدرن، ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی را در خرید خود می‌گنجانند. لذا موفقیت آتی شرکت‌ها در گرو گنجاندن استراتژی‌های بازاریابی سبز خواهد بود. برندهای سبز، عملکرد بهتری را در فرآیند تسخیر قلب و ذهن مشتری از خود به نمایش می‌گذارند.

 

بازاریابی سبز فرایندی اجتماعی است که افراد و گروه ها از طریق فرایند مبادله محصولات و ارزش آنها، نیاز و خواسته خود را از طریق یک روش اخلاقی که اثرات منفی بر محیط زیست را حداقل کند برآورده می کنند. به عبارتی دیگر بازاریابی سبز شامل تمام فعالیت هایی است که برای ایجاد و تسهیل مبادلات به منظور رفع نیازها و خواسته های بشری طراحی می شود به طوری که این ارضاء نیازها و خواسته ها با حداقل اثرات مضر و مخرب روی محیط زیست باشند. نمونه های فراوانی از شرکتهایی وجود دارند که تلاش می کنند تا در مقابل محیط، بیشتر مسئولیت پذیر باشند. مسائل مربوط به محیط زیست و بازاریابی، می توانند در تضاد با هم عمل کنند: یکی از آنها از شما می خواهد که کمتر مصرف کنید و دیگری می خواهد که میزان مصرفتان را بالا ببرید، یکی مصرف گرایی را محکوم می کند و دیگری آن را تشدید می نماید. اما این دو، همیشه هم بر خلاف یکدیگر حرکت نمی کنند.

 

بازاریابی می تواند به فروش ایده هایی برای شیوه های جدید زندگی کمک کند. برای عامه مردم، مفهوم واقعی بازاریابی سبز ناشناخته است. بازاریابی سبز در موقعیتی خطرناک قرار دارد، بدین صورت که همگی توافق دارند که بسیار خوب است ولی دقیقاً نمی دانند که آن را چگونه انجام دهند. شاید اشکال در نحوه اجرا بوده باشد. شاید کسی تصور نمی‌کرد که روزی بازاریابی علاوه بر سودآوری و فروش، نگران سلامت مصرف کننده نیز باشد. اما پویایی و رقابت شدید و افزایش نگرانی نسبت به محیط زیست و همچنین مقررات دولتی و افزایش آگاهی مصرف کنندگان، شرکتها را بر آن داشته که در سلامت جسمانی و روانی و پاکیزگی محیط مصرف کنندگان نیز تأمل کنند.

 

با وجود آنکه از مطرح شدن مباحث مربوط به بازاریابی سبز سالیان زیادی می گذرد اما به دلایل گوناگونی این مسئله آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. هرچند به نظر می رسد با آشکار شدن مسائل و مشکلات زیست محیطی که امروزه نسل بشر را به خود گرفتار کرده است لزوم توجه به این مقوله بیش از پیش ضرورت یابد. می توان گفت که راه برگشتی به سمت تولید محصولات مخرب برای محیط زیست وجود ندارد و رفته رفته فشارهای درونی و بیرونی و تغییر نگرش مشتریان، شرکتها را ملزم به پیروی و به کارگیری رویکرد بازاریابی سبز می‌کند.

بررسی تولید سبز در صنعت کشور با سایر کشورها:

دهه گذشته، توجه به رشد سبز (Green growth) به وضوح در برنامه‌های زیست‌محیطی در سرتاسر جهان، از جمله سازمان ملل متحد، OECD، کمیسیون اروپا و بانک جهانی غالب شد.

برای بررسی بهتر وضعیت اقتصاد سبز در ایران بهتر است نگاهی به شاخص EPI (شاخص عملکرد محیط زیست) بیاندازیم. محققان دانشگاه ییل، این شاخص را با بررسی چند زیرشاخص در سه حوزه تغییرات آب و هوایی، سلامت محیط زیست و سرزندگی اکوسیستم اعلام می‌کنند.

نگاهی به وضعیت کارایی و بهره‌وری در بخش صنایع و رعایت ملاحظات زیست محیطی در تولید محصولات نشانگر این است که کماکان رویکرد سنتی اقتصاد قهوه‌ای در کشور دنبال می‌شود و تا رسیدن به با توجه به جایگاه نامطلوب اقتصاد سبز، کارایی و بهره‌وری در بخش صنایع بسیار پایین است، منابع طبیعی به هدر رفته و ملاحظات زیست محیطی در تولید محصولات نادیده گرفته می‌شوند.جایگاه مطلوب در اقتصاد سبز فاصله زیادی داریم.

جای ندادن مولفه‌های اقتصاد سبز در تولید و صنایع ایران، پیامد منفی دیگری نیز به دنبال داشته است.

خلاصه:

رشد سبز، بر تولید و عرضه محصوالت سازگار با محیط زیست تأکید دارد و به عنوان یک راهبرد مناسب برای رشد اقتصادی همراه با نگهداری و حفظ منابع طبیعی و کاهش انتشار آلودگی در کشورها مطرح است. با توجه به آنکه ایران به عنوان یک کشور درحال توسعه، در زمینه شاخص رشد سبز، عملکرد مطلوبی ندارد، الزم است تا در این زمینه، انرژی بری و آلایندگی فعالیت های مختلف اقتصادی و شناسایی فرصت های اقتصادی رشد سبز از نظر شاخص های تولید و اشتغال، مورد ارزیابی قرار گیرد.

نویسنده : عادل سعیدی پور